دهقان فداکار (۱۳۹۳)


◀


زنی گفته به دهقان فداکار



شباهت بین من با توست بسیار


◀

لباس از تن در آوردیم هر دو

نبود این کار جز از روی اجبار


◀

نجات دیگران منظور ما بود

و آنها بی خبر بودند از کار


◀

زمانی تن فروشی پیشه ام شد

که فرزندم گرسنه بود و بیمار


◀

به دست تو لباس کهنه می‌سوخت

به دست من شرف، در پای دینار


◀

مرا بردند و هی کردند ارشاد

تو را خواندند دهقانِ فداکار

پیمایش به بالا