خاطرات

خاطرات

در چنین روزی ۱۷ فروردین

▪️ گلزار شهدای اصفهان، خرداد ۹۳ به همراه نوری‌زاد بودم. مرا بازداشت کردند و نوری‌زاد را به تهران باز گرداندند.

خاطرات

در چنین روزی ۸ آبان

امروز از خواب که بیدار شدم واتساپ را باز کردم دیدم دوست عزیزی عکس‌هایی را که چهار سال پیش به

خاطرات

امان از قلم

۱) سه چهار سال پیش پسرهای‌ من در سه مقطع ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان درس می‌خواندند و خواهرشان دانشجو

خاطرات

در سوگ سعید

مگر من دفعه قبل که تو را به اینجا یعنی اصفهان، ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار کردم به تو نگفتم

خاطرات

پیام تبریک به علی

پیام تبریک محمد مهدوی فر به پسرش علی از داخل زندان برای کسب مدال برنز المپیاد کامپیوتر پاره تنم، نور

خاطرات

کربلای چهار

در عملیات کربلای۴ نزدیک به ۱۷ سال داشتم. تخریب‌چیِ غواص، همراه خط‌شکن‌های گردان انبیاء از لشگر هشت نجف بودم. یک

خاطرات

اسارت

سلام دوستان دو شب پیش منزل دوست عزیزم آقای بهزاد همایونی مهمان بودم به او گفتم از جهاتی شرایط من

خاطرات

روزهای خوب خدا

صبح روز پنج شنبه، روز بعدِ عاشورا، بیست و پنجمین روز از اقامت من در انفرادی زندان مرکزی اصفهان، زندان‌بان

خاطرات

نحوه دستگیری

همزمان با رونمایی از منشور حقوق شهروندی توسط رئیس جمهور، به اصرار دوستان و همرزمان، تصمیم گرفتم نحوه دستگیری اخیر

خاطرات

همسایه زندانی

کلاس اول ابتدایی را آران و بیدگل خواندم. پدرم آخوند بود. سال ۱۳۵۵ برای تحصیل در حوزه علمیه قم، تصمیم

خاطرات

از دست دادن فاو

ابتدای سال شصت و هفت را با از دست دادن فاو آغاز کردیم. من به اتفاق تعدادی دیگر از دوستان

پیمایش به بالا