خاطرات

مادر دو شهید

یکی از دوستان صمیمی من برادر دو شهید است. تابستان امسال، توی حیاط مسجد وضو گرفته بودم، داشتم می رفتم

یادداشت‌ها

قیاس های ممنوعه

این روزها در فضای مجازی از طرف (احتمالاً) دوستداران رهبری مورد ملاطفت و تفقد بیشتری قرار می گیرم. بیشتر این

خاطرات

مقصر اصلی کیست؟

سال ۱۳۶۴ صبح از خانه آمدم بیرون، نان بربری بخرم. دیدم اوضاع شهر قدری متفاوت است. در چند جای شهر

یادداشت‌ها

لاکپشت

سلام دوستان 🔵 چهل سال پیش در کتاب فارسی دوم ابتدایی می‌خواندیم: دو مرغابی و یک لاک‌پشت مدتها در آبگیری

خاطرات

پدرم روحانی است

پدرم روحانی است، حدود چهل سال پیش چند کوچه بالاتر از جایی که منزل ما بود پسری با خانواده اش

یادداشت‌ها

ممد نبودی ببینی

۱) ممد نبودی ببینی در قزوین اتفاق افتاده است. ۳۵ نفر از پسران و دختران تازه فارغ‌التحصیل شده ما را

خاطرات

پیرمرد سرایدار

حدود هفت سال پیش برای مشاوره حقوقی به دفتر وکیلی رفته بودم که تقریباً هفتاد سال سن داشت. دفتر او

یادداشت‌ها

من و رؤیاهایم

علی کریمی و علی دایی بی خود به شهرت نرسیدند. البته که خودشان زحمت کشیدند ولی شما تشویق ها و

یادداشت‌ها

گالیله

به نام خدا اگر شما به جای محمد علی طاهری بودید، چه می کردید؟ دوران تاریک قرون وسطی در تاریخ

یادداشت‌ها

تعیین رشته

من به فرزندانم ، بارها گفته ام که سعی کنید در آینده به پست های مهم سیاسی کشور، دسترسی پیدا

پیمایش به بالا